شرکتکنندگان بازار چه کسانی هستند؟ #
هر زمان که قیمت یک دارایی در بازار تغییر میکند، این تغییر نتیجه تصمیم خریداران و فروشندگانی است که سفارشهای خود را وارد بازار میکنند. به این افراد و سازمانها، شرکتکنندگان بازار (Market Participants) گفته میشود.
شرکتکنندگان بازار اهداف یکسانی ندارند. برخی برای کسب سود معامله میکنند، برخی به دنبال سرمایهگذاری بلندمدت هستند، برخی ریسک خود را پوشش میدهند و برخی دیگر وظیفه حفظ نقدشوندگی یا اجرای سیاستهای اقتصادی را بر عهده دارند.
به طور کلی، شرکتکنندگان بازار را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی.
اشخاص حقیقی #
اشخاص حقیقی(Individual Participants) کسانی هستند که به اسم خودشان و مستقل از شرکت های تجاری در بازار فعالیت میکنند و به عنوان معامله گران خرد نیز شناخته می شوند
این گروه شامل موارد زیر است:
- سرمایهگذاران فردی
- معاملهگران خرد (Retail Traders)
- معاملهگران مستقل
- توسعهدهندگان الگوریتمهای معاملاتی شخصی
- معاملهگرانی که با سرمایه شخصی یا سرمایه دریافتشده از افراد دیگر یا شرکتهای پراپ معامله میکنند، اما تصمیمهای معاملاتی را به صورت مستقل اتخاذ میکنند.
آنچه این گروه را از اشخاص حقوقی متمایز میکند، شخصیت حقوقی آنها نیست، بلکه این است که معاملات به نام یک فرد انجام میشود، نه یک سازمان.
هرچند سرمایه مورد استفاده ممکن است متعلق به خود معاملهگر نباشد، اما تا زمانی که تصمیمهای معاملاتی توسط یک فرد مستقل گرفته میشود، معمولاً در دسته معاملهگران حقیقی قرار میگیرد.
اشخاص حقوقی #
اشخاص حقوقی(Institutional Participants) کسانی هستند که با شخصیت حقوقی مستقل در بازار فعالیت میکنند و فعالیت های آنها به اسم یک برند تجاری ثبت می شود. ین گروه بخش بزرگی از حجم معاملات بسیاری از بازارهای مالی را تشکیل میدهد.
نمونههایی از مهمترین شرکتکنندگان حقوقی عبارتاند از:
- بانکهای تجاری
- بانکهای سرمایهگذاری
- صندوقهای سرمایهگذاری
- صندوقهای پوشش ریسک
- صندوقهای بازنشستگی
- شرکتهای بیمه
- شرکتهای مدیریت دارایی
- شرکتهای پراپ تریدینگ
- شرکتهایی که معاملات الگوریتمی یا معاملات فرکانس بالا (High-Frequency Trading) انجام میدهند.
- شرکتهایی که برای پوشش ریسک فعالیت اقتصادی خود معامله میکنند؛ مانند شرکتهای هواپیمایی، شرکتهای نفتی یا صادرکنندگان و واردکنندگان بزرگ.
این سازمانها ممکن است معاملات خود را توسط معاملهگران سازمانی انجام دهند یا از الگوریتمهای معاملاتی پیشرفته برای ارسال سفارشها استفاده کنند.
پوشش ریسک #
پوشش ریسک یا Hedging به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با هدف کاهش یا کنترل ریسک ناشی از نوسانات قیمت انجام میشوند. در این روش، هدف اصلی کسب سود از معامله نیست، بلکه محافظت از داراییها، سرمایه یا جریانهای مالی در برابر تغییرات نامطلوب قیمت است. به بیان ساده، در پوشش ریسک یک معامله یا موقعیت مالی دیگر ایجاد میشود که در صورت زیاندیدن سرمایهگذاری اصلی، بخشی یا تمام آن زیان را جبران کند.
برای مثال، فرض کنید یک شرکت هواپیمایی میداند که در چند ماه آینده به مقدار زیادی سوخت نیاز خواهد داشت. اگر قیمت نفت افزایش پیدا کند، هزینههای این شرکت نیز بیشتر میشود. به همین دلیل، شرکت میتواند از قراردادهای آتی نفت استفاده کند و قیمت خرید سوخت آینده را از قبل تثبیت کند. در این حالت، حتی اگر قیمت نفت در آینده افزایش یابد، سود حاصل از قرارداد آتی میتواند افزایش هزینه خرید سوخت را جبران کند. به این فرایند، پوشش ریسک گفته میشود.
پوشش ریسک تنها توسط شرکتها انجام نمیشود. صادرکنندگان و واردکنندگان برای کاهش ریسک نوسانات نرخ ارز، کشاورزان برای تثبیت قیمت محصولات خود، تولیدکنندگان برای کنترل هزینه مواد اولیه و حتی برخی سرمایهگذاران برای محافظت از ارزش پرتفوی خود نیز از این روش استفاده میکنند. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از معاملات در بازارهای مشتقه با هدف کاهش ریسک انجام میشود، نه صرفاً کسب سود از تغییرات قیمت.
نکته مهم این است که پوشش ریسک با معاملهگری تفاوت دارد. معاملهگر معمولاً از نوسانات قیمت برای کسب سود استفاده میکند، اما شخص یا شرکتی که در حال پوشش ریسک است، حاضر است بخشی از سود احتمالی خود را فدا کند تا از زیانهای بزرگ و غیرمنتظره جلوگیری کند. بنابراین، هدف اصلی Hedging کاهش عدم اطمینان و افزایش ثبات مالی است، نه حداکثر کردن سود.
لازم به ذکر است که Hedging و Hedge Fund یک مفهوم واحد نیستند. Hedging به یک استراتژی مدیریت ریسک گفته میشود که هدف آن کاهش زیانهای احتمالی ناشی از نوسانات قیمت است، در حالی که Hedge Fund یا صندوق پوشش ریسک نوعی صندوق سرمایهگذاری است که از استراتژیهای متنوعی برای کسب بازده استفاده میکند. اگرچه برخی از این صندوقها از تکنیکهای پوشش ریسک نیز بهره میبرند، اما بسیاری از آنها استراتژیهای تهاجمی و پرریسکی را دنبال میکنند و لزوماً با هدف کاهش ریسک فعالیت نمیکنند.
نقش بانکهای مرکزی #
بانکهای مرکزی نیز از شرکتکنندگان مهم برخی بازارهای مالی، بهویژه بازار ارز (Forex)، محسوب میشوند.
البته هدف بانکهای مرکزی کسب سود نیست. آنها نهادهای دولتی هستند و وظیفه اصلی آنها اجرای سیاستهای پولی، مدیریت ارزش پول ملی، کنترل تورم و حفظ ثبات اقتصادی است.
به همین دلیل، اگرچه بانکهای مرکزی مستقیماً در بازار ارز معامله انجام میدهند و حتی میتوانند تأثیر قابل توجهی بر قیمتها داشته باشند، اما از دیدگاه اقتصادی در دسته بنگاههای اقتصادی یا سرمایهگذاران سودمحور قرار نمیگیرند.
در بازارهای سهام یا ارزهای دیجیتال نیز دولتها و بانکهای مرکزی معمولاً حضور مستقیم و گستردهای مانند بازار فارکس ندارند، هرچند ممکن است از طریق صندوقهای سرمایهگذاری، صندوقهای ثروت ملی یا سایر نهادهای وابسته در برخی بازارها سرمایهگذاری کنند.
آیا کارگزاری، بروکر و صرافی نیز معاملهگر هستند؟ #
همیشه خیر.
کارگزاریها، بروکرها و صرافیها در درجه اول زیرساخت لازم برای انجام معاملات را فراهم میکنند و سفارشهای خریداران و فروشندگان را به بازار منتقل یا اجرا میکنند.
با این حال، برخی از این شرکتها علاوه بر ارائه خدمات معاملاتی، واحدهای سرمایهگذاری یا معاملات اختصاصی (Proprietary Trading) نیز دارند و در این صورت خود آنها نیز به عنوان شرکتکننده بازار شناخته میشوند.
آیا الگوریتمها نیز شرکتکننده بازار هستند؟ #
الگوریتمها به خودی خود شرکتکننده بازار نیستند، بلکه ابزار اجرای معاملات هستند.
در عمل، همیشه یک شخص حقیقی یا یک شخص حقوقی مالک یا کنترلکننده الگوریتم است و مسئول تصمیمهای معاملاتی محسوب میشود.
به همین دلیل، معاملات الگوریتمی نیز در نهایت به یکی از دو گروه اصلی شرکتکنندگان بازار تعلق دارند.
جمعبندی #
قیمت داراییها در بازارهای مالی نتیجه تعامل میلیونها سفارش خرید و فروش است که توسط اشخاص حقیقی، نهادهای مالی، صندوقهای سرمایهگذاری، بانکها، شرکتهای بزرگ و سایر شرکتکنندگان بازار ثبت میشوند. هر یک از این گروهها اهداف، منابع مالی و روشهای معاملاتی متفاوتی دارند، اما در نهایت همه آنها با ارسال سفارشهای خرید و فروش در فرآیند کشف قیمت مشارکت میکنند.
خلاصه #
شرکتکنندگان بازار، افراد و سازمانهایی هستند که با ثبت سفارشهای خرید و فروش، مستقیماً در فرآیند کشف قیمت داراییهای مالی نقش دارند.