رفتن به محتوای اصلی

12-0- اهرم مالی چیست؟

·680 کلمه·4 دقیقه

اهرم مالی چیست؟
#

اهرم مالی (Leverage) به معامله‌گر اجازه می‌دهد پوزیشنی بسیار بزرگ‌تر از سرمایه واقعی خودش باز کند، با قرض‌گرفتن مابقی مبلغ از بروکر یا صرافی.

اهرم معمولاً به‌صورت یک نسبت بیان می‌شود، مثل ۱:۱۰، ۱:۵۰ یا ۱:۱۰۰. اهرم ۱:۱۰۰ یعنی با ۱۰۰۰ دلار سرمایه خودت می‌توانی پوزیشنی به ارزش ۱۰۰,۰۰۰ دلار باز کنی — بروکر عملاً باقی‌مانده ۹۹,۰۰۰ دلار را برای مدت آن معامله به تو قرض می‌دهد.


واقعاً پشت‌صحنه چه اتفاقی می‌افتد؟
#

وقتی یک پوزیشن اهرم‌دار باز می‌کنی، ارزش کامل دارایی را پرداخت نمی‌کنی. در عوض، بخش کوچکی از آن را که مارجین نامیده می‌شود واریز می‌کنی، و بروکر اجازه می‌دهد پوزیشنت مبلغی چندین برابر آن مارجین را کنترل کند.

بروکر این پول را از سر لطف نمی‌دهد — به تو اعتبار می‌دهد، که با مارجینی که به‌عنوان وثیقه واریز کرده‌ای پشتیبانی می‌شود. سود یا زیان تو همچنان بر اساس حجم کامل پوزیشن محاسبه می‌شود، نه فقط بر اساس مارجین خودت. دقیقاً همین موضوع است که هم سود و هم زیان را بزرگ‌نمایی می‌کند: یک حرکت کوچک قیمت حالا روی حجمی از پوزیشن اثر می‌گذارد که خیلی بزرگ‌تر از چیزی است که سرمایه خودت به‌تنهایی می‌توانست باز کند.


چرا بروکرها اهرم ارائه می‌دهند؟ سود آن‌ها از کجاست؟
#

اهرم بخش اصلی مدل درآمدی بسیاری از بروکرهاست.

  • حجم بیشتر، یعنی کارمزد و اسپرد بیشتر. چون اهرم به معامله‌گر اجازه می‌دهد پوزیشن‌هایی بسیار بزرگ‌تر از سرمایه واقعی خودش باز کند، بروکر کارمزد و اسپرد را بر اساس حجم کامل هر معامله دریافت می‌کند. معامله‌گری با ۱۰۰۰ دلار که پوزیشن اهرم‌دار ۱۰۰,۰۰۰ دلاری باز می‌کند، همان هزینه‌های معاملاتی (کارمزد، اسپرد) را برای بروکر تولید می‌کند که کسی با ۱۰۰,۰۰۰ دلار سرمایه واقعی تولید می‌کرد — درآمد بروکر با حجم پوزیشن رشد می‌کند، نه با سرمایه واقعی معامله‌گر.
  • افزایش کلی فعالیت معاملاتی. اهرم باعث می‌شود حساب‌های کوچک‌تر هم بتوانند به‌طور معناداری در بازار مشارکت کنند، که این خودش حجم کل عبوری از بروکر را افزایش می‌دهد.
  • در برخی مدل‌های بروکری، خود بروکر طرف مقابل معامله قرار می‌گیرد (مدل «مارکت‌میکر»)، به این معنی که زیان معامله‌گران خرد با اهرم می‌تواند مستقیماً به درآمد بروکر تبدیل شود. این موضوع درباره همه بروکرها صدق نمی‌کند، ولی تضاد منافع واقعی‌ای است که باید از آن آگاه بود.

خلاصه اینکه: هرچه معامله‌گر از اهرم بیشتری استفاده کند، حجم مؤثر معاملاتش بزرگ‌تر می‌شود، و بروکر — چه معامله‌گر سود کند چه ضرر — کارمزد بیشتری کسب می‌کند.


ماهیت دولبه‌بودن اهرم
#

اهرم دقیقا روی شدت اثر نوسان قیمت روی دارایی معامله گر را تغییر می دهد.

  • اگر دارایی ۱٪ به نفع تو حرکت کند، یک پوزیشن با اهرم ۱:۱۰۰ تقریباً ۱۰۰٪ نسبت به مارجینت سود می‌کند.
  • اگر دارایی ۱٪ برخلاف تو حرکت کند، همان اهرم تقریباً ۱۰۰٪ زیان نسبت به مارجینت ایجاد می‌کند.

این هسته اصلی معامله اهرم است: اهرم پتانسیل سود را از هیچ ایجاد نمی‌کند، فقط هرچه بازار انجام می‌دهد را بزرگ‌نمایی می‌کند — به‌طور متقارن، در هر دو جهت.


مزایای استفاده از اهرم
#

  • امکان باز کردن پوزیشن‌های معنادار با سرمایه محدود
  • آزاد نگه‌داشتن بقیه سرمایه برای مصارف دیگر، چون نیازی به پرداخت کامل ارزش دارایی از پیش نیست
  • دسترسی‌پذیر کردن بازارهایی با نوسان تاریخی کم (مثل جفت‌ارزهای اصلی فارکس) برای کسب بازده معنادار

معایب و ریسک‌های استفاده از اهرم
#

  • زیان دقیقاً به همان اندازه سود بزرگ‌نمایی می‌شود
  • نوسانات کوچک و عادی قیمت می‌توانند زیان‌های نامتناسبی نسبت به سرمایه واقعی معامله‌گر ایجاد کنند
  • باعث تشویق به بیش‌معامله‌گری و پوزیشن‌های نامتناسب با اندازه واقعی حساب می‌شود
  • فشار روانی معامله‌گری را افزایش می‌دهد، چون ارزش حساب می‌تواند در بازه‌های زمانی کوتاه نوسان شدیدی داشته باشد

از آنجا که اهرم یعنی معامله‌گر عملاً با پولی معامله می‌کند که بخش زیادی از آن مال خودش نیست، یک ریسک بسیار مشخص ایجاد می‌کند: بروکر نیاز به سازوکاری دارد تا در صورتی که زیان معامله‌گر به مبلغ قرض‌داده‌شده نزدیک شود، از خودش محافظت کند. این سازوکار کال مارجین (Margin Call) نام دارد، که در درس بعدی به‌طور کامل به آن پرداخته خواهد شد.


خلاصه
#

اهرم به تو اجازه می‌دهد با سرمایه قرضی، پوزیشن بسیار بزرگ‌تری کنترل کنی که هم سود و هم زیان را بزرگ‌نمایی می‌کند و درآمد کارمزد و اسپرد بیشتری برای بروکر تولید می‌کند.